همچنین این سایت به زبان های مختلف دنیا از جمله زبان فارسی در دسترس هست.
www.meebo.com

در اتاقي كه پر است از ابر و مه،
دستهايم بوي باران ميدهد
عكس من در قاب ميخندد به من
خندهاش بوي دبستان ميدهد
بوي باد از كوچه ميآيد، و من
در اتاقم چاي را دم كردهام
با بخار گرم چايي، سقف را
پر زباغ سرد شبنم كردهام
قُل قُل گرم سماور در اتاق
ميبرد من را به عصر كوزهها
ميبرد تا لحظهي افطارها
ميبرد من را به ماه روزهها
لحظه افطار وقتي ميرسيد
سفره پر ميشد ز عطر كال ياس
لحظهاي احساس ميكردم كه من
نور دارم بر تنم جاي لباس
سبز ميشد با پدر، باغ دعا
نرم ميخواند از كتابي آشنا
با فطير تازه مادر ميرسيد
دستهايش داشت بوي ربّنا
شعر: ابراهيمي(شاهد)
که اسفندیارش یکی دیسک داد بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این دیسک باشد یک فایل ناب که بگرفتم از سایت افراسیاب
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار
جوابش چنین داد خندان طرف که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال میکن بدین دیسک هان که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
بزد ضربه بر دکمه پاورش بیامد بالا صفحه ویندوزش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت و آن دیسک را در درایوش نهاد
به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ که رستم درآن مانده بود مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره ریست نمود همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم،همه مشکلش ز آن دیسک و برنامه خوشگل است
به خاک اندر افکند تهمینه ویروس را تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش که این بار بگذشت از پل،خرش
دگر باره اما خریت نکن ز رایانه تو اصلا صحبت نکن
قسم خورد رستم به پروردگار که دیگر نگیرد دیسک از اسفندیار
در خیال کوچک خود فکر میکردم خدا / پیرمردی مهربان است و به دستش یک عصاست
یک کت و شلوار می پوشد به رنگ قهوه ای / حال و روز جیب هایش هم ,همیشه رو به راست
مثل آقا جان به چشمش عینکی دارد بزرگ / با کلاه و ساعتی کهنه که زنجیرش طلاست
فکر می کردم که پیپش را مرتب می کشد / سرفه های او دلیل رعد و برق ابرهاست
گاه گاهی نسخه می پیچد,طبابت می کند / مادرم می گفت او هر دردمندی را دواست
فکر می کردم که شب ها روی یک تخت بزرگ / مثل ادم ها و من,در خواب های خوش رهاست
چند سالی که گذشت از عمر من فهمیده ام / او حسابش از تمام عالم و آدم جداست
مهربان تر از پدر,مادر,شما,آقا بزرگ / او شبیه هیچ فردی نیست,نه,چون او خداست

جهان با فروغ جمال عالم آرايش منور گردد.
راهها امن شود.
ثروت به طور مساوى تقسيم گردد.
همه گنجها را استخراج نمايد.
جهان در آسايش و آرامش بى نظير قرار گيرد.
همگان از حكومت حضرتش خشنود باشند.
زمين بركاتش را خارج سازد.
پرچم اسلام بر فراز گيتى به اهتزار در آيد.
امت اسلامى مجد و عظمت فوق العادهاى پيدا كند.
حكومتهاى جابرانه ريشه كن شوند.
شرق و غرب جهان به تسخير آن حضرت در آيد.
فرهنگ بشرى به والاترين حد خود برسد.
جهان در ثروت و آبادانى غوطهور شود.
انسانها از رشد عقلانى برخوردار شوند.
همه بدعتهاى جاهلى ريشه كن شود.
كينه توزى و دغلبازى رخت بر بندد.
امتيازهاى طبقاتى از بين برود.
روابط انسانها بر اساس صفا و وفا استوار گردد.
دل من از گریه پر
مثل تو طاقت نداره
واسه تو هر دم می باره
دیگه اشکهای من
طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن
بی تو هر دم می بارن
تو تموم دنیامی
تو تموم حرفامی
تو همه لحظه گرم،عاشق بودنی


